پیش از این هرچار فصل روزگارم سردبود-حسن دلبری

پیش از این هرچار فصل روزگارم سردبود-حسن دلبری

پورتال یک : لطفا پیش از این هرچار فصل روزگارم سردبود-حسن دلبری را در ادامه تماشا نمایید.

پیش از این هرچار فصل روزگارم سردبود-حسن دلبری

پیش از این هرچار فصل روزگارم سردبود-حسن دلبری

پیش از این هرچار فصل روزگارم سردبود-حسن دلبری

پیش از این هرچار فصل روزگارم سردبود

شانه هایم بی بهار و شاخه هایم زرد بود

 

پیش از این در التهاب آباد داروخانه ها

هر چه گشتم درد بود و درد بود و درد بود

 

پیش از این حتی ردیف شعرهای خسته ام

آتش و خاكستر و دود و غبار وگرد بود

 

آه از آن شبها كه تنها كوچه گرد شهرتان

بی كسی گمنام ، رسوایی جنون پرورد بود

 

از خدا پنهان نمی ماند ، چه پنهان از شما

مثل زن ها گریه سرمی كرد ، یعنی مردبود

 

زندگی انروز تا آنجا كه یادم مانده هست

مثل تا اینجای شعرم بی فروغ و سردبود

**

ناگهان امِا یكی همرنگ من درمن شكفت

شاد و شیدا عین گلهای بهارآورد بود

 

مثل شب ، مثل شبیخون ، مثل رؤیایی كه گاه

در شبان بی چراغم شعله می گسترد بود

 

دیدم آن لیلای شورانگیز صحرا زاد را

تازه می فهم چرا مجنون بیابانگرد بود

تهیه و گردآوری : پورتال یک

امیدواریم که از پیش از این هرچار فصل روزگارم سردبود-حسن دلبری استفاده کافی را برده باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موبایلتو شارژ کن