X

خرید ساعت

رمز قهرمانی «سوسنگردی‌های از خودگذشته» بود

رمز قهرمانی «سوسنگردی‌های از خودگذشته» بود

سایت تفریحی پورتال ۱ :: لطفا در ادامه رمز قهرمانی «سوسنگردی‌های از خودگذشته» بود را ببینید.

واضح آرشیو وب فارسی:جوان آنلاین: رمز قهرمانی «سوسنگردی‌های از خودگذشته» بود
فصل كه شروع شد، ‌استقلال خوزستان تنها يك اسم کوچک بود. اسم کوچک يكي از ۱۶ تيم حاضر در ليگ پانزدهم. تيمي كه به لطف مسابقه‌هاي پلي‌آف موفق به بقا در ليگ برتر شده بود و كسي تصورش را نمي‌كرد مدعي عنوان قهرماني شود و جام را بالاي سر ببرد….
نویسنده : دنيا حيدري 


فصل كه شروع شد، ‌استقلال خوزستان تنها يك اسم کوچک بود. اسم کوچک يكي از ۱۶ تيم حاضر در ليگ پانزدهم. تيمي كه به لطف مسابقه‌هاي پلي‌آف موفق به بقا در ليگ برتر شده بود و كسي تصورش را نمي‌كرد مدعي عنوان قهرماني شود و جام را بالاي سر ببرد. اما در روزهايي كه لستر در انگليس مي‌درخشيد، ‌استقلال خوزستان نيز در ليگ برتر ايران مدعي شد و خوش درخشيد. تيمي جوان و بي‌اسم کوچک و نشان، ‌با ويسي جواني كه شاهكاري ديدني در ليگ پانزدهم به نمايش گذاشت. آن هم با دست خالي. اما تيم او شاخصه‌هاي منحصر به فردي داشت كه از جمله آن گلري تمام‌عيار بود و مثلث مرگ در خط حمله. حسن بيت‌سعيد، رحيم زهيوي و مهدي زبيدي، سه مهاجم سوسنگردي كه نقشي پررنگ در قهرماني شگفتي‌ساز ليگ پانزدهم داشتند. بازيكناني كه قراردادهاي ميلياردي نداشتند اما به لطف تلاش و همدلي‌، توانستند شاهكاري بي‌نظير در فوتبال ايران به تصوير بكشند و ثابت كنند كه قهرماني به دريافتي‌هاي هنگفت و ميلياردي نيست. مثلث هجومي كه به zbz سرشناس شدند. لقبي كه برگرفته از ‌msn /مسي، سوارز و نيمار/ مهاجمان بارسا بود. استقلال خوزستان تيمي بود كه فصل قبل در ديدار پلي‌آف موفق به بقا شد اما در ليگ پانزدهم، جام قهرماني را بالاي سر برد. روزهاي ابتداي فصل تصور چنين موفقيتي را داشتيد؟ بيت‌سعيد: ابتدا چنين تصوري را نداشتيم. من با فولاد نوين قهرمان ليگ ۲ شده بودم و بعد قهرمان ليگ يك و از آنجا، ‌به استقلال خوزستان آمدم و سومين قهرماني‌ام را نيز تجربه كردم. ابتدا اصلاً تصور چنين موفقيتي را نداشتم. خب چون اصلاً تجربه ليگ برتر را نداشتم اما بعد از برد برابر فولاد و پرسپوليس، به رحيم و مهدي گفتم حس مي‌كنم قهرمان مي‌شويم. البته بچه‌ها تصور كردند جو‌گير شده‌ام و گفتند تجربه ليگ برتر را نداشتم و به اين راحتي‌ها هم نيست. اما خب من بسياري از بچه‌ها را از فولاد نوين مي‌شناختم. يعني مدت‌ها بود با هم كار مي‌كرديم. ابتداي فصل از من پرسيدند مي‌توانيد تيم را حفظ كنيد؟ گفتم رتبه‌اي مي‌گيريم كه همه متعجب شوند. حتي وقتي قهرمان نيم‌فصل شديم، ‌بچه‌ها ‌مي‌گفتند نيم‌فصل شرايط سخت‌تر مي‌شود. بعد از دو باخت نيم‌فصل دوم گفتند ديدي شرايط تغيير مي‌كند، اما من گفتم باز هم دلم روشن است. بعد بازي با پديده اما همه ايمان آوردند كه ما مي‌توانيم. زهيوي: استقلال خوزستان را براي قهرماني يا كسب سهميه آسيا نبستند اما ويسي خيلي به كسب سهميه تأكيد داشت. هر چند كه وقتي به بازيكنان، ‌شرايط و قراردادها دیدن مي‌كرديم، ‌خب اين شدني نبود. اما خب همه به ويسي اعتماد داشتيم. او طوري با بچه‌ها رفتار و تمرين مي‌كرد كه كم كم به اين مسئله ايمان آورديم كه مي‌توانيم سهميه آسيا را بگيريم و بعد از چند هفته، وقتي شاهد نتيجه‌گيري تيم بوديم آن هم در حالي كه مدعيان زيادي بودند كه نمي‌توانستند خوب بازي كرده و امتياز بگيرند، به اين باور رسيديم كه نه فقط مي‌توانيم سهميه آسيا را بگيريم ‌كه مي‌توانيم جام قهرماني را هم بالاي سر ببريم. زبيدي: ابتدا كسي باور نمي‌كرد قهرمان شويم. بايد با عبدالله ويسي كاركنيد تا متوجه شويد كه او چطور روي شاگردانش تأثير مي‌گذارد. او باورهايش را به شما القا مي‌كند. حتي اگر آنچه كه مي‌گويد در ابتداي امر برايتان خنده‌دار باشد، طولي نمي‌كشد كه به آن ايمان مي‌آوريد. چراكه او خود به آن چيزي كه مي‌گويد باور دارد و براي رسيدن به آن تلاش مي‌كند. آن هم خيلي زياد. شما وقتي مي‌بينيد مربي‌تان اينگونه به هدفش باور و ايمان دارد و براي رسيدن به آن كار مي‌كند، ناخودآگاه روحيه و انگيزه مي‌گيريد براي تلاش و رسيدن به موفقيتي كه او قول آن را به شما داده. من به دليل مشكلاتي كه داشتم از ابتداي بازي‌ها با تيم نبودم. ما با فولاد نوين قهرمان شده بوديم. اما امتياز آن را به فولاد فروختند و اسكوچيچ هم من و خيلي از ما را نخواست. به دليل مشكلاتي كه براي خدمت داشتم هم نتوانستم از ابتدا در خدمت استقلال خوزستان باشم اما كارهايم به مرور رديف شد و به اين تيم آمدم. وقتي به تيم آمدم، ‌نفرات را ديدم، ‌كنار هم مدت‌ها كار كرده بوديم. ليگ را با شكست آغاز كرديد. اين مي‌توانست تعريف از تيمي باشد كه در پلي‌آف موفق به حفظ خود در ليگ برتر شده. يعني روز از نو، روزي از نو. اما استقلال خوزستان خيلي زود توانست از سد تيم‌هاي قدرتمند گذشته و عنوان شگفتي‌ساز ليگ را از آن خود كند. بيت‌سعيد: ابتداي فصل، تيم‌هاي مدعي خوب نتيجه نگرفتند. خيلي از ما تجربه ليگ برتر را نداشتيم اما وقتي ديديم تيم‌هاي نامي خوب بازي نمي‌كنند و بازيكنان مطرح و خيلي از ملي‌پوش‌ها آنطور كه فكر مي‌كرديم نيستند فهميديم كه اگر تلاش كنيم نتيجه مي‌گيريم. ضمن اينكه ما خيلي يكدل بوديم و خوب هم تلاش مي‌كرديم. يعني شايسته اين بوديم كه شگفتي‌ساز شويم و به اين خود‌باوري رسيده بوديم كه مي‌توانيم. زهيوي: براي هر تيم و بازيكني شكست دردناك و سخت است اما استقلال خوزستان يك پوئن مثبت داشت. براي ما بازي بعد از سوت پايان تمام مي‌شد. مگر مرور نقاط ضعف و تلاش براي برطرف كردن آن. گفتن اين مسئله الان به حرف آسان است اما ما اين مسئله را پياده كرديم. ويسي روي مسائل روحي رواني تأكيد فراواني داشت. حرف او يك چيز بود. مي‌توان با كار و كار و كار به هر چيزي رسيد. البته به شرط آنكه بخواهيم و براي آن تلاش كنيم. ما خيلي زود ديديم كه خوب بازي مي‌كنيم. آن هم در شرايطي كه تيم‌هايي مثل پرسپوليس نمي‌توانستند نتيجه بگيرند. بعد از گذشت چند هفته از ليگ ديديم كه به راستي مي‌توانيم و قدرت گرفتيم و شديم شگفتي‌ساز ليگ. لقب و عنواني كه اگر چه دلنشين بود اما وظيفه و كار ما را سخت‌تر مي‌كرد. زبيدي: خب همانطور كه گفتم از روزهاي ابتداي فصل با تيم نبودم و متأسفانه در ميانه‌هاي راه هم مصدوم شدم. اما آن چيزي كه باعث موفقيت تيم ما شد، ويسي بود. او بچه‌ها را خوب مي‌شناخت. هرگز به ما خيلي سخت نمي‌گرفت اما طوري رفتار مي‌كرد كه بچه‌ها حاضر بودند براي او هر كاري كنند. ما هرگز يك تمرين را دوبار انجام نمي‌داديم. تمرينات متفاوت بود. رفتارها متفاوت بود. همانطور كه شرايط و قراردادهايمان نيز با بقيه متفاوت بود. استقلال خوزستان و بازيكنان آن به اين باور رسيده بودند كه مي‌توانند. اين خود‌باوري باعث شد شگفتي‌ساز ليگ شده و شگفتي‌ساز هم بمانيم. بسياري بر اين باور بودند كه نيم‌فصل دوم، ‌استقلال خوزستان روندي نزولي را در پيش خواهد گرفت. خب اين را تجربه مي‌گفت. تيم‌هايي بودند مانند برق شيراز كه خوب شروع كرده بودند و نيم‌‌فصل دوم، ‌سرنوشتي جز سقوط برايشان رقم نخورده بود و تصور مي‌شد اين اتفاق براي تيم ويسي هم رخ دهد. بيت‌سعيد: بعد نيم‌فصل در اردوي دوبي ويسي گفت پيش از ما، ‌برق با چنين شرايطي مواجه شده، ‌آنها نيز قهرمان نيم‌فصل شدند اما آخر فصل سقوط كردند اما مطمئن باشيد اين اتفاق براي ما رخ نمي‌دهد. هر چه پيش مي‌رفت، مي‌ديديم كه ما هيچ شباهتي به برق نداريم و روز به روز بهتر و بهتر مي‌شديم و در آخر هم موفق شديم جام را بالاي سر ببريم. شايد برق دچار غرور شده بود، شايد كادر فني و باشگاه نتوانستند تيم را اداره كنند اما ما با اين مسائل مواجه نشديم. زهيوي: نمي‌توان آنهايي كه اين باور را داشتند سرزنش كرد. آنها با توجه به تجربيات قبلي اين حرف‌ها را مي‌زدند. اين حرف و حديث‌ها اگر چه شرايط را برايمان سخت مي‌كرد اما از سوي ديگر باعث مي‌شد تا انگيزه و روحيه بگيريم كه خلاف آنچه ديگران تصور مي‌كنند را ثابت كنيم و نشان دهيم كه موفقيت‌هاي استقلال خوزستان نه جرقه است و نه شانسي. بلكه نتيجه تلاش‌هاي تيمي است كه نه ادعايي دارد و نه بازيكنان ستاره و قراردادهاي ميلياردي. فقط بازيكنان بااستعدادي دارد كه يكدل هستند براي كسب موفقيت و براي آن واقعاً تلاش مي‌كنند. همين شد كه سرنوشت ما نه تنها به سقوط ختم نشد كه توانستيم جام را هم از آن خود كنيم. چيزي كه كمتر كسي شايد تا هفته‌هاي آخر تصورش را هم مي‌كرد. زبيدي: شايد باورتان نشود. بعد از هر برد و موفقيتي كه كسب مي‌كرديم، ‌كار ما سخت‌تر مي‌شد. خيلي تحت فشار بوديم. اين حرف‌ها تأثير زيادي روي ما مي‌گذاشت. شب قبل از هر بازي خيلي سخت مي‌گذشت. بعضي شب‌ها از دكتر تيم قرص خواب مي‌گرفتيم تا بتوانيم بخوابيم. خيلي صحبت مي‌كرديم براي اينكه فردا عالي باشيم. مي‌ترسيديم، ‌خيلي مي‌ترسيديم اتفاقي بيفتد كه بگويند پيروزي‌ها و موفقيت‌هاي تيم ما شانسي و فقط يك جرقه بوده. در حالي كه اين طور نبود و ما براي اين موفقيت‌ها خيلي تلاش كرده بوديم. همه با هم تلاش كرده بوديم و نمي‌خواستيم تصوري كه مي‌شد، رنگ حقيقت پيدا كند و به سرنوشت برق دچار شويم. موفقيت‌هاي استقلال خوزستان همزمان شد با موفقيت‌هاي لستر در انگليس. هر دو تيمي بودند كه كمتر كسي تصور موفقيت آنها را به ذهنش راه مي‌داد اما هر دو موفق به كسب جام شدند. اين همزماني شگفتي‌سازي لستر با استقلال خوزستان چه تأثيري در رقم میل کردن قهرماني در جام پانزدهم داشت؟ بيت‌سعيد: ما مدام خودمان را با لستر مقايسه مي‌كرديم. اين يك فاز مثبت براي ما بود. ويسي هم مدام لستر را براي ما مثال مي‌زد كه نه از لحاظ امكاناتي و نه نفرات هيچ شباهتي به منچستر و چلسي و ستاره‌هاي انگليس نداشتند اما با تعدادي بازيكن جوان و انگيزه‌دار توانستند شاهكار كنند. چون خواستند و تمرين كردند و رفيق بودند. ما هم همين طور بوديم. باهم خيلي رفيق بوديم و خيلي تمرين مي‌كرديم و هواي همديگر را داشتيم و اجازه نداديم كسي بين ما نفوذ كند و با صداقتي كه بين بچه‌ها و تيم بود موفق شديم. از خط حمله تا گلر، همه با هم بوديم. مهاجم فكر مي‌كرد اگر توپ از او رد شود، حتماً گل مي‌شود و با اين فكر و همدلي توانستيم نه فقط قهرمان شويم كه آمار خيلي خوبي هم از خودمان به جا بگذاريم. زهيوي: گاهي شما يك مسئله‌اي را مي‌دانيد و باور داريد اما نياز به يك تلنگر داريد. موفقيت لستر همين تلنگر بود. انگار مي‌ديديم كه تنها نيستيم. خودمان را مقايسه مي‌كرديم و روحيه مي‌گرفتيم. گاهي با كوچك‌ترين مسئله‌اي مي‌توانيد روحيه و انگيزه‌اي باور نكردني بگيريد. ما مثل لستر بوديم و شايد هم آنها مثل ما. نمي‌دانم. اما مي‌دانم هر دو تلاش كرديم تا در عين ناباوري، ‌در حالي كه مدعيان زيادي دور و برمان بودند، به موفقيتي برسيم كه كسي تصور آن را هم نمي‌كرد. زبيدي: لستر را كه مي‌ديديم انگار خودمان را مي‌ديدیم. مي‌گفتيم چراكه نه. آنها توانستند، ‌ما هم مي‌توانيم. خب شباهت‌هاي زيادي داشتيم. البته تفاوت‌هاي زيادي هم داشتيم اما مهم‌ترين تشابهي كه بين استقلال خوزستان و لستر انگليس بود، تلاش براي رسيدن به امري غير‌ممكن بود. انگار از آنها روحيه مي‌گرفتيم و خوشحالم كه هم ما و هم آنها به آنچه حقمان بود رسيديم چراكه تلاش زيادي كرديم و اين موفقيت حق ما بود. بارها شده بود كه استقلال خوزستان صدرنشين بود. يا صدرنشين كه استقلال مدعي است را به زير مي‌كشد. اما تيم‌هايي مثل پرسپوليس، ‌سپاهان، ‌تراكتور و… نمي‌توانند نتيجه بگيرند. اين باعث ايجاد غرور در تيم يا بازيكنان نمي‌شد؟ بيت‌سعيد: هرگز مغرور نشديم. دليل مي‌آورم برايتان. ما مي‌نشستيم با هم مي‌گفتيم قرارداد نورمحمدي پرسپوليس معادل پنج بازيكن ماست. اما آنها با اينكه كلي پول مي‌گيرند، توپ از آنها رد مي‌شود اما از ما نه. مگر ما چه چيزي كم داريم از پرسپوليس، ‌استقلال، سپاهان، ‌تراكتور و… اين مسئله اجازه نمي‌داد مغرور شويم. ما فقط دنبال موفقيت بوديم. اما شب و روزهاي سختي هم داشتيم. قبل بازي‌ها مخصوصاً ابتداي فصل نمي‌توانستيم راحت بخوابيم. مخصوصاً بازي‌هاي داخلي. بعضي شب‌ها به دكتر زنگ مي‌زديم مي‌گفتيم كاري بكن، ‌خوابمان نمي‌برد. مردم مدام جلوي چشم ما بودند كه از ما مي‌پرسيدند چه مي‌كنيد، ‌قهرمان مي‌شويد، ‌مبادا ببازيد. زهيوي: شايد باورتان نشود. اما هرگز مغرور نشديم. مي‌دانستيم كوچك‌ترين اشتباهي مي‌تواند تلاش‌هايي كه كرديم را بر باد دهد. غرور بزرگ‌ترين اين اشتباهات بود. ويسي هم حواسش به اين مسئله بود. به شكل‌هاي مختلف روي بچه‌ها كار مي‌كرد، ‌توضيح مي‌داد، ‌مثال مي‌زد و اجازه نداد و اجازه نداديم غرور، ‌مانع موفقيت تيم شود. موفقيتي كه كسب آن آسان نبود اما چيزي كه ما را آن بالاي جدول نگه داشت، ‌همدلي بچه‌ها با كادر فني بود. زبيدي: نه. مغرور نشديم. چراكه همواره يك ترس با ما بود. نكند اتفاقي بيفتد كه تلاش‌هايمان زير سؤال برود. موفقيت‌هايمان شانسي قلمداد شود. اين ترس هرگز اجازه نداد مغرور شويم و خدا را شكر كه مغرور نشديم. استقلال خوزستان شاخصه‌هاي جالب توجهي داشت. يكي از آنها مثلث zbz بود كه خيلي زود شهرت خاصي پيدا كرد و مثل مثلث مرگ بود و نقطه قوت تيم ويسي. هر چند كه شايد مي‌توانست خيلي بهتر عمل كند. بيت‌سعيد: ابتدا من و رحيم بوديم كه بعد مهدي هم اضافه شد و تكميل شديم. ما حتي در راه خانه هم با هم بوديم. هميشه مي‌گفتيم اگر من گل بزنم، ‌انگار مهدي و رحيم زدند، اگر رحيم گل بزند انگار من و مهدي زديم. مهم اين است كه مي‌گويند بچه‌هاي سوسنگرد گل زدند و دست آخر اين استقلال اهواز است كه گل زده. ما فكرمان به دنبال اين نبود كه خودمان گل بزنيم. فقط مهم گلزني بود. اگر مهدي زبيدي مصدوم نمي‌شد، ‌شايد من آقاي گل مي‌شدم يا خود او هفت، هشت گل مي‌زد. آمار ما كاملاً نزديك بود. اين نشان مي‌داد يكدل بوديم و فرقي نداشت برايمان كه كدام گل مي‌زند يا پاس مي‌دهد و فقط موفقيت تيم مهم بود. زهيوي: من و زبيدي و بيت‌سعيد سال‌ها با هم بازي كرده بوديم. خب اين خيلي در بازي‌هايمان تأثير داشت. بازي همديگر را به خوبي مي‌شناختيم. هر چند كه اگر زبيدي در نيمه‌هاي راه مصدوم نمي‌شد‌، موفقيت بيشتري كسب مي‌كرديم و شايد حتي بيت‌سعيد الان آقاي گل بود. زبيدي: خب شايد كمتر پيش بيايد كه سه مهاجم يا بازيكن يك تيم از يك شهرستان باشند. ما هر سه سوسنگردي بوديم. سال‌ها با هم بازي كرده بوديم. به خوبي بازي يكديگر را مي‌شناختيم. اما مهم‌تر از همه اين بود كه براي هم تلاش مي‌كرديم و براي تيم نه براي خودمان. شايد اگر خودخواه بوديم ‌يا براي خودمان بازي مي‌كرديم اينطور به چشم نمي‌آمديم و نمي‌توانستيم موفق باشيم. در زمين طوري بازي مي‌كرديم كه اگر يكي از ما سه نفر شانس بيشتري داشت، ‌حتي اگر يك درصد، ‌توپ به او مي‌رسيد. اين رمز موفقيت zbz بود. بازي آخر، ‌بازي سرنوشت بود. پرسپوليس مي‌توانست تفاضل گل را جبران كند. ذوب‌آهن هم تيم خيلي خوبي بود. چه شد كه استقلال خوزستان جام را بالاي سر برد. صحبت‌هاي ويسي قبل از آخرين بازي چه تأثيري در اين موفقيت داشت؟ بيت‌سعيد: ويسي خيلي تمرينات متنوعي داشت، ‌اما براي او مسائل روحي رواني خيلي مهم بود. او مدام با بچه‌ها صحبت مي‌كرد. نيمه دوم بازي با ذوب به ما گفت ورزشگاه را مي‌بينيد، ‌شما بازي مي‌كنيد پول مي‌گيريد اما اينها پول مي‌دهند بازي را دیدن مي‌كنند. ويسي استاد روحيه دادن بود. حر‌ف‌هاي او خيلي روي ما تأثير داشت. کسی تصورش را هم نمی‌کرد اما خواستیم و قهرمان شدیم. زهيوي: فكر نمي‌كردم او آن روز چنين برنامه‌اي براي ما داشته باشد. لحظه لحظه‌هايي را به يادمان آورد كه در طول يك فصل تلاش كرده بوديم. روزهاي سختي را كه كار كرده بوديم مثل يك فيلم جلوي چشم ما رژه رفتند و فيلم قهرماني لستر كه گذاشته شد، كاملاً مهياي برپايي جشن قهرماني بوديم. او خوب مي‌دانست چطور بايد ما را به ميدان بفرستد. ذوب‌آهن تيم خيلي خوبي بود اما كاري از اين تيم برنمي‌آمد. ما فقط قهرماني مي‌خواستيم و پر بوديم از انرژي و روحيه و انگيزه. مي‌دانستيم بعد از ۹۰ دقيقه قهرمانيم. باور داشتيم و با اين باور به ميدان رفتيم و جام را بالاي سر برديم. زبيدي: شايد باورتان نشود. اما آن روز هر تيمي مقابل ما بازي مي‌كرد بازنده بود. ما چند روز آخر بيشتر از مسائل فني و تاكتيكي و تكنيكي، ‌روي مسائل روحي رواني كار مي‌كرديم. صحبت‌هاي ويسي قبل از بازي همه ما را به گلوله‌هاي آتش تبديل كرده بود. نه اينكه احساسي و بدون فكر به ميدان برويم، نه. او خوب مي‌دانست چطور حرف بزند كه بمب روحيه و انگيزه شويم. هنوز هم كه به صحبت‌هاي آن روز ويسي فكر مي‌كنم، ‌انرژي مي‌گيرم. استقلال خوزستان هرگز وارد حاشيه نشد. شايد چون ويسي خيلي روي اين مسئله حساس بود و اجازه مصاحبه كردن هم به بازيكنانش نمي‌داد. اين مسئله چقدر در موفقيت تيم تأثير داشت؟ بيت‌سعيد: خب ما هم دوست داشتيم عكسمان روي جلد روزنامه‌ها باشد اما به صداقت ويسي اعتماد داشتيم. ويسي مي‌گفت من تجربه‌اش را داشتم، ‌شايد حرفي از دهانتان بپرد كه برايتان دردسر‌ساز شود. سعي كنيد روزنامه بخوانيد اما خيلي مصاحبه نكنيد. جوان هستيد، ‌تمركزتان روي بازي‌ها باشد نه اين مسائل و صحت كلامش درست بود. دلش مي‌سوخت كه مبادا تيم وارد حاشيه شود. زهيوي: ما بعد بازي‌ها مي‌توانستيم مصاحبه كنيم اما قبل آن نه. ويسي معتقد بود بچه‌ها وارد حاشيه مي‌شوند يا شايد هم جوگير. اما بازيكنان ما خيلي ساده بودند و اين مسائل خيلي در آنها تأثير نداشت. با اين وجود همه به خواسته سرمربي و باشگاه احترام مي‌گذاشتيم. زبيدي: ويسي مي‌گفت اگر بازيكنان زياد مصاحبه كنند، ‌خبرنگاران چيزهايي مي‌پرسند كه مي‌تواند دردسرساز شود. راست هم مي‌گفت. ‌گاهي خود بازيكن گير مي‌افتد و وارد حاشيه مي‌شود، ‌حالا بيا و درستش كن. ويسي مي‌گفت مصاحبه كنيد نه زياد. عليه كسي هم حرف نزنيد. مثلاً اگر گفتند طارمي دو گل زده تو چي، از خودتان حرف بزنيد نه از طارمي يا شخص ديگري. ما بعد بازي مي‌توانستيم مصاحبه كنيم اما قبل بازي، ‌در مورد بازي پيش رو نه. چون مي‌توانست حاشيه درست كند. بعد از قهرماني در ليگ برتر، ‌استقلال خوزستان بايد خودش را آماده حضور در آسيا كند. در حالي كه ويسي از تيمي كه قهرمان كرده بود جدا شد و اين شايد سرنوشت خيلي از بازيكنان شگفتي‌ساز ليگ پانزدهم باشد. بيت‌سعيد: بعد از قهرماني گفتم اگر ويسي برود من هم مي‌روم اما احساسي حرف زدم. خب راستش را بخواهيد در اين مدت خيلي به ويسي وابسته شديم اما هنوز با استقلال خوزستان قرارداد دارم. البته پيشنهاداتي هم دارم اما هنوز چيزي مشخص نيست و بايد ببينيم باشگاه چه مي‌كند. اما دوست دارم بعد از قهرماني در ليگ دو، ‌ليگ يك و ليگ برتر، ‌حالا اين عنوان را در آسيا به دست آورم. زهيوي: ويسي خيلي براي ما زحمت كشيد اما هر كس بايد خودش راه درست را انتخاب كند. شايد راه درست براي او به معناي جدايي از استقلال خوزستان بود. حتماً چيزي ديده كه تيم آسيايي را رها كرده. شايد اگر آن توجهي كه بايد نشود، ‌اكثر بازيكنان جدا شوند. اما من دلم با اين تيم و همين كادر فني است و دوست داشتم با ويسي و همين بازيكنان به آسيا برويم اما هر چه خدا بخواهد. فعلاً تمركزم را روي تيم ملي مي‌گذارم. مي‌خواهم از فرصتي كه كرش در اختيارم گذاشته نهايت استفاده را ببرم و خودم را ثابت كنم. زبيدي: دلم مي‌خواهد با ويسي كار كنم اما هم دلم با استقلال خوزستان است و هم قرارداد دارم. بايد ديد در آينده چه پيش مي‌آيد. پيشنهاداتي دارم اما ‌بعيد مي‌دانم جدا شوم. استقلال خوزستان بايد خودش را براي حضور در آسيا آماده كند و اين كار سختي است. ما نياز به يك برنامه خوب داريم و شرايطي كه بتوانيم اين موفقيت را در آسيا نيز ادامه دهيم.

منبع : روزنامه جوان

تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۵ – ۱۹:۰۰

رمز قهرمانی «سوسنگردی‌های از خودگذشته» بود

منبع : سایت واضح

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *